تبليغاتX
پیشی با من قهر نکن

پیشی با من قهر نکن

ارزشمندترين ثروت

زماني كه آماده ايد به پيش رويد ,راهي وجود خواهد داشت.وقتي از موقعيت كنوني تان راضي نيستيد,دري جديد به رويتان گشوده مي شود.هنگامي كه مشتاق آموختنيد,معلمي مي يابيد وزماني كه آرزو داريد چيزي متفاوت بسازيد,چالشي براي ساختن فرصت هاي جديد پيش مي آيد.وقتي در جست و جوي مسرت هستيد,تمام زيبايي هاي اطرافتان را خواهيد ديد وهنگامي كه در پي عشقيد كساني را مي يابيد كه مي توانيد عشقتان را با آن ها سهيم شويد.زماني كه مانعي راه شما را مي بندد و مشكلات سنگين تر مي شوند, منابع, هدف و راه حل ها آشكارتر مي شوند و وقتي كه زمان كمي داريد راه ميان بري مي يابيد.براي برخاستن راهي منتهي به خرسندي به رويتان باز مي شود.دقايق هم مثل روزها و سال ها از پس هم مي گذرند.زندگي سوالات بسياري از شما دارد و در پاسخ دادن به آن ها است كه مي فهميد زندگي ارزشمندترين ثروت است.

+ نوشته شده در  ساعت 15:54  توسط Nafi3  | 

فیلمنامه عشق

امروز روز آن است...

كه فراموش كني آن چه كه بودي.

استواري گام هايت

صلابت عقاب ها را حقير جلوه خواهد داد.

برخيز...

دوباره بياآغاز!!!

براي اين فيلم نامه عشقت

به اين و آن قول نقش اول را مي دادی

اما اکنون...

بدون قهرمان مانده اي

با عدهاي سياه لشكر و بدل كار!!!

هميشه به خودت,

تنها به خودت اطمينان داشته باش

و در هنگام مشكلات به آسمان نگاه كن.

چرا كه معمولا"...                                       بگذار آن چه در پايان يك عشق به جاي مي ماند,

اطرافت خالي از دوستاني مي شو د                      خاطرات خوشي باشد

كه تا ديروز پاي رفاقت جان مي دادند !                       از لحظه هايي كه ديگر...

و تو مي تواني,                                          براي هيچ كدامتان تكرار نخواهد شد.

آن باشي كه يك عمر آرزو داشتي.                       آن گاه كه...

كمي تلاش,كمي ايمان!                                           نمي توانيم پا به پاي زندگي حركت كنيم;

ديگر وقت آن رسيده است                               نا اميدي توان را از قدم هايمان مي گيرد

كه به وجودت افتخار كني!                                      و ترفندهايمان براي رهايي به جايي نمي رسد..

به خاطر يافتن مقصر,                                   براي بازيابي توان از دست رفته,

زندگي ات را تلخ و سياه نكن.                           بياييد معجزه اشك را از ياد نبريم!

+ نوشته شده در  ساعت 22:0  توسط Nafi3  | 

در سينه ات نهنگي مي تپد

اين كه مدام به سينه ات مي كوبد,قلب نيست... ماهي كوچكي است كه دارد نهنگ مي شود.ماهي كوچكي كه طعم تنگ آزارش مي دهد وبوي دريا هوايي اش كرده است.قلب هاهمه نهنگانند دراشتياق اقيانوس.اما كيست كه باوركند در سينه اش نهنگي مي تپد!آدم ها ماهي ها را در تنگ دوست دارند وقلب ها را در سينه.ماهي اما وقتي در دريا شناور شد ماهي است وقلب وقتي در خدا غوطه ور خود,قلب است.هيچ كس نمي تواند نهنگي را در تنگي نگه دارد.توچطورمي خواهي قلبت را در سينه نگه داري؟وچه دردناك است وقتي نهنگي مچاله مي شود و وقتي دريا مختصر مي شود و وقتي قلب خلاصه مي شود و آدم قانع.اين ماهي كوچك,اما بزرگ خواهد شد و اين تنگ,تنگ خواهد شد واين آب ته خواهد كشيد. تو اما كاش قدري دريا مي نوشيدي و كاش نقبي مي زدي از تنگ سينه به اقيانوس.كاش راه آبي به نامنتها مي كشيدي و كاش اين قطره را به بي نهايت گره مي زدي.

كاش...

بگذريم...

دريا و اقيانوس به كنار.نامنتها و بي نهايت پيشكش.كاش لااقل آب اين تنگ را گاهي عوض مي كردي. اين آب مانده است و بو گرفته است و تو مي داني آب هم كه بماند مي گندد....آب هم كه بماند لجن مي بندد.وحيف از اين ماهي در گل و لاي بلولد وحيف از اين قلب كه درغلط بغلتد!

+ نوشته شده در  ساعت 17:45  توسط Nafi3  | 

اميد - اراده - تلاش

ساده ترين كار جهان اين است كه خود باشي ودشوارترين كاراين است كه كسي باشي كه ديگرانت ميخواهند من وجود دارم من هستم من اينجا هستم من در حال شدن هستم تنها من هستم كه زندگيم را مي سازم تنها من و نه هيچكس ديگرمن بايد با كمبودها خطاهاو گناهان و اشتباهات خود رو در رو قرار گيرم

از نبودن من هيچكس به قدر من رنج نخواهد برد

 اما فردا روز ديگريست ومن بايد تصميم بگيرم كه رختخواب را ترك كرده ودوباره زندگي كنم واگرشكست بخورم نه تورا سرزنش مي كنم, نه زندگي را ونه خدا را.همه ما تنها بخش كوچكي از ظرفيت و استعداد خويش را براي زندگي به مفهوم سرشارآن, براي دوست داشتن ,مراقبت كردن, افرينش وحادثه جويي درمعناي تمام وكمال آن بكار مي گيريم درنتيجه به فعل رساندن نيروي بالقوه مي تواند هيجان انگيزترين ماجراي زندگي باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 23:17  توسط Nafi3  | 

زندگی

 در گام زندگي شگفتي هاي بي شماري وجود دارد. دل هر ذره را که بشکافيد، آفتابي در ميان آن هويداست و به موسيقي هر لحظه از زمان که گوش بسپاريد، صداي جاودانگي را در ميان آن مي شنويد. قدري از هياهوي زندگي، فارغ شدن و سکوت کردن و گوش سپردن، صداي گام آفرينده هستي را متجلي مي سازد. چه شگفت است زندگي.

+ نوشته شده در  ساعت 22:8  توسط Nafi3  | 

Happy Valentine's Day

ـ مهم نيست چند بهار در کنارهم زندگي کنيم باور کنيد مهم اين است که يادمان باشد عمرمان کوتاه است در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند لحظه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميز يک عمر را در چند ثانيه بگوييم 

  ـ هرگزدنبال كسي نباش كه بتوني بااون زندگي كني,بلكه دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني.

 ـ سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي به کسي عشق بورز که لايق عشق باشه نه تشنه ي عشق

+ نوشته شده در  ساعت 16:10  توسط Nafi3  | 

باز ميگردم I'll be back

بسيار دوستت دارم                             I Love you so ,oh

من انم كه تو را مي خواهم                   I'm the one who wants you

اري تو را مي جويم                          yes,I'm the one who wants you

مي تونستي بهتر از اين سرگرم شوي        you,could find better things to do

به جاي اينكه دوباره قلبم را بشكني           than to break my heart again

اين بار مي كوشم نشانت دهم كه من          this time I will try to show that

وانمود نمي كنم                               I'm not trying to pretend

گمان بردم كه در مي يابي                    I thought that you would realize                                                                                                                         اگر از تو گريختم                             that if i ran away from you

چرا كه تو مي خواستي                       that you would want me too             

اما مي خواهم كه غافلگيرت كنم             but I've got a big suprise

مي خواهم كه بروم                          I wanna go

اما از دل كند نت بيزارم                      but I hate to leave you

مي داني كه از دل كند نت بيزارم            you know I hate to leave you

اه اگر قلبم را بشكني خواهم رفت          oh,you,if you break my heart I'll go

ولي دوباره باز خواهم گشت                oh,but I'll be back again

+ نوشته شده در  ساعت 20:13  توسط Nafi3  | 

نجار

نجار پيري بود مي خواست بازنشسته شود. او به کارفرمايش گفت که مي خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگي بي دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذت ببرد.کارفرما از اينکه ديد کارگر خوبش مي خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پير خواست که به عنوان آخرين کار، تنها يک خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به اين کار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده کرد و با بي حوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.وقتي کار به پايان رسيد، کارفرما براي وارسي خانه آمد. او کليد خانه را به نجار داد و گفت :" اين خانه متعلق به توست. اين هديه اي است از طرف من براي تو" نجار یکه خورد.مایه تاسف بود!اگر می دانست که خانه ای برای خودش می سازد، حتما کارش را به گونه ای دیگرانجام می داد... 

+ نوشته شده در  ساعت 18:42  توسط Nafi3  | 

My Birthday

بیست سال پیش در چنین روزی...

تاریخ تولد بهانه ایست که از یاد نبریم آمدنمان را

+ نوشته شده در  ساعت 13:57  توسط Nafi3  | 

Always

  هميشه رفتن بهترین  نیست 

  هميشه ماندن ان حضور ناب  نيست

   گاهي ميان رفتن وماندن هيچ فرقي نيست  دلتنگم؟ باشد.                                                                                                              آنها را نمي بينم ؟  باشد.
اصل درست اين است که عزيزان ما در خانه ي دل ما جاي دارند       


+ نوشته شده در  ساعت 21:40  توسط Nafi3  |